سیستم ذخیره فدرال  

در سال 1913بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا یا فدرال رزرو، با هدف نظارت بر عملیات بانکی در این کشور تأسیس شد. این بانک با تصویب لایحه فدرال رزرو در سال ۱۹۱۳ در پاسخ  به رشته بحران‌های مالی تشکیل شد که نیاز به کنترل مرکزی سیستم پولی را نشان داد. بر اساس قانون مصوب کنگره آمریکا سرتاسر ایالات متحده آمریکا به ۱۲ منطقه بانکی تقسیم می‌شود. کلیه فعالیت‌های بانکی این مناطق توسط هیئت مدیره سیستم ذخیره فدرال کنترل و هماهنگ می‌شود.

در سال 2015، بانک مرکزی آمریکا درآمدی خالص بالغ بر 100.2 میلیارد دلار کسب و مبلغ 97.7 میلیارد دلار به خزان‍‍‍ه­‌داری آمریکا منتقل نمود. علیرغم اینکه بانک مرکزی ابزار دولت آمریکا محسوب می ­شود اما نظام بانک مرکزی، خود را بانک مرکزی مستقل می ­داند زیرا سیاست پولی آن نباید توسط رئیس­‌جمهور یا هر فرد دیگری در شعب اجرایی یا قانون‌گذاری دولت تأیید شود، و بودجه­ای از کنگره و اعضای هیأت حاکم طی دوره‌­های ریاست‌­جمهوری و کنگره دریافت نکنند.

کنگره آمریکا سه هدف عمده مرتبط با سیاست پولی برای اقدامات فدرال رزرو در نظر گرفته است:

1- به حداکثر رساندن اشتغال؛

2- تثبیت قیمت‌­ها؛

2- متعادل ساختن نرخ بهره بلندمدت.

به دو هدف نخست گاهی اوقات عنوان حکم دوگانه فدرال رزرو اطلاق می­شود. وظایف فدرال رزرو در طول سال گسترده می­شود و معمولا شامل نظارت و کنترل بانک‌­ها، حفظ ثبات نظام مالی، و تأمین خدمات مالی برای نهادهای سپرده­‌گذاری، دولت آمریکا و نهادهای مالی خارجی است. همچنین، فدرال پژوهش‌­هایی را در حوزه اقتصادی نیز انجام می­دهد.

 

انگیزه اولیه شکل­گیری سیستم بانک مرکزی، پرداختن به مسأله پانیک بانکی بود. پانیک بانکی نوعی بحران مالی سیستماتیک بانکی است که در آن همه یا تقریباً تمام سرمایه بانکی در یک کشور به ناگهان برداشته می‌­شود. در این بحران، سپرده­‌گذاران معمولا به دلیل بروز خبر یا شایعه از بانک­ها سپرده مالی خود را برای خروج از بانک درخواست می­‌کنند. این سلسله حوادث می­تواند منجر به رکود اقتصادی شود که در نتیجه مشاغل و مصرف‌­کنندگان خانگی از سرمایه محروم می­‌شوند و نظام بانکی خانگی نیز خاموش می­شود و این در حالی است که هزینه از بین بردن بحران سیستمایک بانکی می­تواند بسیار عظیم باشد.

اهداف دیگر بانک در لایحه فدرال رزرو بیان شده است. مهمترین این اهداف عبارتند از:

  • مدیریت مشکل پانیک بانکی؛
  • خدمات­‌رسانی به عنوان بانک مرکزی به ایالات متحده؛
  • برقراری تعادل میان منافع خصوصی بانک­‌ها و مسئولیت متمرکز دولت؛

* نظارت بر مؤسسات بانکی و تنظیم آنها؛

* حفظ حقوق اعتباری مشتریان؛

  • مدیریت منبع مالی کشور از طریق سیاست پولی به منظور نائل شدن به اهداف بعضاً متناقض در مورد اشتغال حداکثری، ثبات قیمت­‌ها و جلوگیری از تورم یا رکود اقتصادی، متعادل ساختن نرخ بهره بلندمدت؛
  • حفظ ثبات نظام مالی و محدود نگه ­داشتن ریسک سیستماتیک در بازارهای مالی؛
  • تأمین خدمات مالی در مؤسسات سرمایه­‌گذاری، دولت آمریکا، و نهادهای رسمی خارجی برای تسهیل تبادل پرداخت‌­های میان منطقه‌­ای؛ پاسخ به نیازهای نقدینگی محلی و تقویت جایگاه آمریکا در اقتصاد جهانی.

ابزارهای سیاست پولی فدرال رزرو

فدرال رزرو سه ابزار مهم سیاست پولی در اختیار دارد که از آنها جهت نفوذ بر میزان ذخایر بانک­های خصوصی استفاده می­‌کند. عملیات بازار باز، نرخ تنزیل، و ذخیره لازم.مهم­ترین ابزار، نرخ بهره فدرال  و عملیات بازار باز است. هدف فدرال رزرو برای عملیات بازار باز در سال­های مختلف متفاوت بوده است. طی دهه 1980، تمرکز به سوی دستیابی به سطح معینی از نرخ بهره فدرال سوق یافت، فرایندی که تا انتهای دهه تا حد زیادی تکمیل شد.

نهاد فدرال رزرو سیاست پولی را با هدف قرار دادن نرخ بهره فدرال پیاده‌­سازی می‌­کند. در واقع نرخ بهره توسط بازار تعیین می­‌شود و صراحتاً از طریق بانک مرکزی ارائه نمی‌­شود. بنابراین، فدرال رزرو تلاش می­‌کند نرخ بهره­های تأثیرگذار را با نرخ مد نظر خود تراز نماید که این اقدام با افزایش یا کسر از ذخیره پولی از طریق عملیات بازار باز صورت می‌­گیرد. فدرال رزرو معمولا تارگت نرخ بهره را از %0.25 یا %0.50 در یک زمان تنظیم می‌کند.

عملیات بازار باز به فدرال رزرو این امکان را می­دهد که میزان پول در نظام بانکی را به عنوان یک ضرورت جهت متعادل ساختن وظایف دوگانه خود افزایش یا کاهش دهد. این عملیات از طریق خرید و فروش­های اوراق قرضه خزانه­داری آمریکا که اغلب تحت عنوان صورتحساب خزانه داری یا T-bills یا خزانه­داری­ها از آن یاد می­شود صورت می­گیرد. فدرال رزرو صورت‌حساب­ها را از فروشندگان اولیه خریداری می­کند. خرید اوراق مذکور بر نرخ بهره فدرال تأثیر می­گذارد، زیرا فروشندگان اولیه و اصلی حساب­هایی در مؤسسات سپرده­‌گذاری دارند. به عبارت دیگر عملیات بازار باز شامل خرید و فروش­‌های اوراق قرضه دولت آمریکا است. اصطلاح بازار باز به این معنی است که فدرال خود تصمیم نمی­گیرد که با کدام فروشندگان اوراق قرضه در یک روز خاص داد و ستد خواهد کرد. بلکه حق انتخاب از بازار باز ظاهر می­‌شود به نحوی که فروشندگان اوراق قرضه که فدرال با آنها معامله انجام می­‌دهد، یعنی فروشندگان اولیه، بر مبنای قیمت با یکدیگر رقابت می­‌کنند. عملیات بازار باز قابل انعطاف است، لذا اغلب به عنوان ابزار سیاست پولی از آن استفاده می‌­شود.

 

هدف فدرال از معامله اوراق، تأثیرگذاری بر نرخ بهره فدرال است، نرخی که بانک­ها هنگام وام گرفتن ذخایر از یکدیگر دریافت می­کنند. هنگامی­ که فدرال قصد افزایش ذخایر را داشته باشد، اوراق را خریداری نموده و از طریق ایجاد سپرده در حسابی که توسط ­بانک فروشنده اولیه در فدرال رزرو نگهداری می­شود، هزینه اوراق را پرداخت می­کند. هنگامی که فدرال قصد کاهش ذخایر را دارد، اوراق را به فروش می­رساند و از آن حساب­ها جمع­‌آوری می­کند. بیشتر مواقع، فدرال خواستار افزایش یا کاهش مداوم ذخایر نیست؛ لذا معمولاً درگیر معاملات معکوس طی یک یا دو روز است. بدین معنی که تزریق ذخیره پولی امروز می­تواند فردا صبح برداشت شود، صرفاً به این دلیل که چند ساعت بعد در یک سطح تجدید شود. اینگونه معاملات توافق بازخرید نامیده می­شود، یعنی فروشنده به فدرال رزرو اوراقی را میفروشد و توافق می­کند روز بعد آن را خریداری نماید.

 

نمودار نرخ بهره فدرال رزرو از سال 2016 تا اکتبر 2019

نمودار نرخ بهره فدرال رزرو از سال 2016 تا اکتبر 2019

ابزار دوم فدرال رزرو نرخ تنزیل بانکی است. نظام فدرال رزرو نرخ تنزیل را مشخص می­‌کند. نرخ مذکور نرخ بهره برای وام­‌هایی است که اعضای بانک‌­ها مستقیماً از فدرال دریافت می­کنند و بالاتر از نرخ هدف بهره فدرال قرار می­گیرد. هدف از این ابزار تشویق بانک­‌ها برای جستجوی بودجه جایگزین پیش از استفاده از گزینه نرخ تنزیل است. هر دو نرخ تنزیل و نرخ بهره فدرال بر نرخ بهره بانک­‌ها اثرگذار هستند. سومین ابزار سیاست پولی که در نظام فدرال رزرو مورد استفاده قرار می­گیرد، ذخیره لازم است که با نام نسبت ذخیره لازم نیز از آن یاد می­شود. نسبت ذخیره لازم، تعادلی که نظام فدرال رزرو جهت الزام یک مؤسسه سپرده‌­­گذاری برای بقا در بانک­‌های فدرال رزرو نیاز دارد را برقرار می­کند؛ همان مؤسسات سپرده‌­گذاری که در بازار فدرال داد و ستد می­‌کنند. نسبت ذخیره لازم توسط هیئت حاکم نظام فدرال رزرو مشخص می­شود و طی دوران مختلف تغییر کرده است که تاریخچه این تغییرات توسط فدرال رزرو منتشر شده است.

 

فدرال رزرو و تأثیر آن بر قیمت طلا

از آنجایی که فدرال رزرو سیاست پولی آمریکا را شکل می­دهد، به طور بارز بر محیط اقتصاد کلان تأثیر میگذارد و بنابراین بازار طلا نیز از آن تأثیر می­پذیرد. ارتباط میان بانک مرکزی آمریکا و فلز زرد متنوع است. نخستین ارتباط، تعیین نرخ بهره از سوی فدرال رزرو است که نرخ بهره کوتاه­مدت به طور غیرمستقیم، کل ساختار نرخ بهره در اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار می­دهد. در هنگام اعمال سیاست­های پولی انقباضی، نرخ بهره افزایش می­یابد. هنگامی که سرعت افزایش  نرخ بهره از تورم بیشتر باشد، نرخ بهره واقعی افزایش می­یابد که تأثیر این امر برای طلا به عنوان یک دارایی منفی خواهد بود. در مقابل، وقتی که فدرال رزرو سیاست­‌های پولی خود را تسهیل می­کند، نرخ بهره تنزل می‌­یابد. سریعتر بودن سرعت کاهش نرخ بهره نسبت به تورم موجب پایین آمدن نرخ بهره واقعی و در نتیجه تبعات مثبت برای طلا خواهد بود. البته باید به خاطر داشت که نرخ بهره واقعی در تأثیرگذاری بر قیمت طلا مهمتر از نرخ بهره فدرال رزرو است. در واقع همبستگی قوی بین نرخ بهره فدرال و قیمت طلا وجود ندارد و موارد بسیاری وجود داشته است که چرخه انقباضی با حرکات رو به بالای قیمت طلا همراه شده است.

دومین ارتباط میان قیمت طلا و نرخ بهره فدرال رزرو این است که طلا یک دارایی امن و مطمئن و شرطی در مقابل اقتصاد آمریکا محسوب می­شود. سرمایه­‌گذاران هنگامی طلا را خریداری می­کنند که اعتماد آنها  به دلار آمریکا و توانایی فدرال رزرو در  کنترل اقتصاد کاهش یابد. برعکس، اگر فدرال رزرو حس اعتماد به اقتصاد را در سرمایه­‌گذاران تقویت کند، اشتیاق به ریسک افزایش می­یابد و سرمایه­‌گذاران بودجه­ و سرمایه­‌های خود را از بازارهای امن به بازارهای پرریسک­تر منتقل می­کنند.

 

نمودار تغییرات نرخ بهره فدرال رزرو و قیمت طلا

نمودار تغییرات نرخ بهره فدرال رزرو و قیمت طلا

 

تأثیر نرخ بهره فدرال رزرو بر دلار

تغییرات نرخ بهره فدرال رزرو میتواند بر دلار آمریکا تأثیرگذار باشد. هنگامی که فدرال رزرو نرخ بهره خود را افزایش می­دهد، معمولاً نرخ­‌های بهره در سرتاسر اقتصاد افزایش می­‌یابند. بازده بالاتر موجب جذب سرمایه از سوی سرمایه‌­گذاران خارجی می­شود که در جستجوی بازده بالاتر اوراق قرضه و محصولات نرخ بهره هستند. افزایش یا کاهش در نرخ بهره فدرال همبستگی نسبتاً خوبی با حرکات نرخ دلار آمریکا در مقایسه با ارزهای دیگر دارد.

افزایش نرخ بهره و به دنبال آن تقویت دلار واردات خارجی را ارزانتر می­کند. در­صورتیکه شرکت‌­های آمریکایی کالاهایی را از اروپا با نرخ یورو خریداری نمایند و نرخ یورو ضعیف باشد یا دلار قوی باشد، واردات ارزانتر خواهد بود. نتیجه آن ورود محصولات ارزانتر به فروشگاه‌­های آمریکا و در نتیجه قیمت‌های پایین­تر و نهایتاً تورم پایینتر خواهد بود. از سوی دیگر، هنگامی که شاخص‌­های تورم افزایش می­یابد، این سیگنال ارائه می­شود که قیمت کالاها در اقتصاد در حال افزایش است. افزایش قیمت­‌ها بدون رشد حقوق و دستمزدها منجر به کاهش قدرت خرید افراد می­شود. در نقطه مقابل، هنگامی که اقتصاد از قدرت برخوردار است، افزایش دستمزدها هزینه­ را افزایش می­دهد که این امر می­تواند قیمت‌­ها را به سمت بالا حرکت دهد. حفظ تورم با نرخ رشد %2 به رشد اقتصاد با سرعت ثابت کمک می­کند و اجازه می‌­دهد دستمزدها به طور طبیعی رشد نماید.

البته همبستگی بین نرخ بهره فدرال و دلار می­تواند شکسته شود. همچنین شیوه‌­های دیگری برای تقویت یا تضعیف دلار وجود دارد. به عنوان مثال، تقاضا برای سهام آمریکا به عنوان یک سرمایه­گذاری مطمئن در زمان بحران و آشوب، مستقل از اینکه نرخ بهره در چه عددی قرار گرفته، میتواند به تقویت دلار کمک نماید.

 

منابع

 Federal Reserve. https://en.wikipedia.org/. Retrieved October 29, 2019

 Bank run. https://en.wikipedia.org/. Retrieved October 29, 2019

 Maverick J.B. Fed gold price. https://www.sunshineprofits.com/. Retrieved October 30, 2019

Tarver. E. How fed fund rate hikes affect US dollar.     https://www.investopedia.com/articles/. Retrieved October 30, 2019

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود اپلیکیشن و عضویت